سگی پای صحرا نشینی گزید

به خشمی که زهرش ز دندان چکید

شب از درد بیچاره خوابش نبرد

به خیل اندرش دختری بود خرد

پدر را جفا کرد و تندی نمود

که آخر تو را نیز دندان نبود؟

پس از گریه مرد پراگنده روز

بخندید کای مامک دلفروز

مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش

دریغ آمدم کام و دندان خویش

محال است اگر تیغ بر سر خورم

که دندان به پای سگ اندر برم

توان کرد با ناکسان بدرگی

ولیکن نیاید ز مردم سگی

*******

"نثر های ادبی" حقیر را که عمدتا در دو مجله و روزنامه(اشارات و  ویژه های استانی جام جم)تا قبل از سال ۸۹ چاپ می شدند، سایت های معتبر و صاحب نام همچون حوزه علمیه قم و تبیان و راسخون و برخی از سایت های ولایی - که ماشاء الله روز به روز هم درحال ازدیاد هستند - با نام نویسنده منتشر کرده اند ؛اما برخی از وبلاگ نویس ها آنها را به نام مبارک خود در وب می زنند و این صحیح نیست چون حق الناس است و حرام !

چون نه بابت نوشتن آن به زحمت افتاده اند و نه ، توان نگارش آن مطالب را دارند! لذا هرج و مرج در نویسندگی ادبی بوجود می آید: از طرفی حق نویسنده و ادیب ضایع می شود  و از طرف دیگر ، فردی بدون معلومات ادیب معرفی می شود!

شاعر آیینی اگر "حق" و حقوق کسی را نگه ندارد ، چگونه "حق خدا" را نگه می دارد؟!

وقتی حوزه شعر دینی ، به عوض پرداختن به تزکیه شاعران آیینی، به ترکیب شعر آنها همت گماشت باید با مسائلی مواجه بشویم که نمونه اش : آوردن هرنوع کلام در شعر برای مرثیه یا منقبت است.

در لینک زیر به فرمایش استادم جناب دکتر محمد علی مجاهدی (زیدعزه) بذل توجه کنید تا به مطلب بهتر پی ببرید:

http://www.irafta.com/shownews.aspx?id=1234

 متاسفانه ، در برسی هایی که گاهی از آثار خود در وب انجام می دهم به مواردی ناراحت کننده برخورد کرده ام که تا مرز کنار گذاشتن قلم رفته است!

نکته ی دیگر خواندن "حاشیه پیش از متن " است!

اگر استادم ، که هستم ! جای کسی تنگ نشده است !

سی سال مرارت قلم در گرما و سرما شده  محل توهین برخی" متشاعر متظاهر "تا بیایند و نیشم بزنند !

قطعه بالا از حکیم سخن ، شیخ اجل سعدی شیرازی (ره) مصداق برخی از کسانی است که دندان به تن بزرگان فرو می برند ! و بزرگان را رعایت به خاطر بزرگی ست ، نه ناتوانی !

در ملکی که نتیجه "سی سال" مرارت اهانت باشد! بقول خواجه: وای اگر از پی امروز بود فردایی!

وای!

*******