غزل های عاشقانه استاد سیدعلی اصغرموسوی

«حتی نخواست تن به نسیم سحر دهد»*
جایی کنار خود، به دل در به در دهد
حتی نخواست خاطره ای آرزو کنم
شاید به بعض آینه، ترتیب اثر دهد
انکار عشق! قدرت هر تازه کار نیست
شاید نخواست درد دلش، درد سر دهد!
بیگانه شد، قدم به قدم، دور و دورتر...
نگذاشت عاشقانۀ شعرم ثمر دهد!
دردی هنوز در وسط سینه مانده است
تا کی براش، مرگ مرا هم، خبر دهد!💐
سیدعلی اصغرموسوی
قم - 1396/4/10
*مصرع از :س. مهیجی
#saapoem
#سیدعلی_اصغرموسوی





نه چنان، که با تو نشسته، به کنار سایه اسیرم
به کسی نکرده دلم خو، که اسیر دایهی پیرم
نه هنوز مثل پریشب، که بدون قصه بمانم
نه هنوز مثل از این پس؛ که به عشق تازه اسیرم!
منم و دلی که نگوید، به هوای خاطره مانده
منم و غمی که نباید، غزلی بهانه بگیرم
* *
سخنی، تبسم جاری! که سکوت درد زمین است
چه شود حوالی عشقت، نفسی گرفته، بمیرم
تو بگو که در دلهامون، به کنار خیمهی مجنون
غم و سرنوشت خودم را، چه کنم، اگر نپذیرم!
#سید_علی_اصغر_موسوی
@RastkhizeNaagahaan



کانال تلگرامی استاد سیدعلی اصغرموسوی :



+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۱۰/۲۴ ساعت 10 توسط مدیریت سایت های استاد سیدعلی اصغرموسوی
|
بسم الله الرحمن الرحیم