تبليغاتX
BidelaneH - بی دلانه
BidelaneH - بی دلانه
Heartily words of Dream heart, seyed.AliAsghar.Mousavi
یکشنبه 1387/11/27
اربعین ...  

جان جانان

مولا جان! هر گاه عطر نامت بر خیالم می وزد، دل به لحظه های عاشورایی ات می دهم و سرشار از یادت،رو به روی گلدسته های دعا می ایستم و سلام می دهم؛

" السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ".

سلام بر تو و غریبانه هایت؛ سلام بر تو و زخم هایت؛ سلام بر تو و گل های گلستانت که حتی بین تمام لاله ها، برترین است.

سلام بر تو و غم هایی که در خاطر ما، مثل جاده های انتظار، به طول آسمان و به عرض زمین است.

مولا جان، یا اباعبدلله (ع)! تمام مرثیه ها را کنار هم می چینم و غزل های ناتمام، با تصاویر اشک ها، به پایان می رسند، ولی انگار تازه باید به شروعی دوباره بیندیشم!

- باز هم اربعین آمد؛ باز هم عطر یاد تو مشام سیب های سرخ را از بوی بهشت آکنده ساخت.

باز هم چشمان خورشید، به خون نشست و از شفق دیدگانش لاله بارید.

باز هم، آسمان بی تابی حضرت جبریل (ع) را به تماشا نشست.

باز هم اربعین آمد تا "شاعر"، مرثیه ی نگاهش را به لهجه ی اشک بسراید:

دیدنی تر زآسمان ،اما

آه ازاین فرصت تماشایی

کاروان خسته باز می آید

سمت این غربت تماشایی

قسمتی از تمام تصویر است

لحظه های غریب عاشورا

سینه سینه همیشه می نالد

نی نوای غریب عاشورا

***

 

مولاجان! تویی چلچراغ هدایت در آسمان باور ما، تا کسی مسیر سعادت را گم نکند.

باز هم اربعین آمد تا در قنوت خویش، اشک ها را به تماشا بنشینم و نبض نمازم را با یاد تو هم آهنگ سازم.

مولای مهربانی ها! چگونه می توانم از یاد ببرم نماز تو را؛ نمازی که به خون نشست، نمازی را که وضویش با خون، سجاده اش با خاک و مصلایش به وسعت کربلا بود.

اگر نبود شکوه شهادتت، زندگی واژه ای متروک در قاموس روزگار می شد. اگر نبود فریاد "هیهات منّا الذلة" ات، مردمان ذلت و خواری را افتخاری برای خویش می شمرند!

*  *  *

خورشید شرمناک تر از همیشه طلوع کرده است.

گوشه چشمی به دروازه "شام" می اندازد؛ چقدر پستی این قوم گسترده است؟!

 پانصد هزار مترسک دهل نواز و مطرب دف نواز، با امیران "زر و زور و تزویر"!

اینان به استقبال کدامین فتح الفتوح آمده اند؟! افسوس که مردم شام "رومی" اند!

دینشان، شرافتشان، تخت و بخت و "خلافت" شان رومی است؛ در ازدحام چشم های پلید "زر پرست". در انبوه نظاره گران، قرآن خونین، قرآن مجسم رفته بر روی نی؛ چه زیبا آیه های عشق را تلاوت می کند !

"کاروان کربلا" وارد شام می شود ؛ شهری که در و دیوارش، بوی کفتار، بوی یزید، بوی مروان، بوی عفونت دهان های آلوده به شراب می دهد.

شهری که "خلیفه" اش، سگ و شراب و میمون را به "مشاوره" بر می گزیند و "خلیفه گاهش" محل خودنمایی فرزندان "حرام" است و مردمان کوچه و بازارش، حتی به اندازه "نوک بینی شان" از "اسلام" اطلاع ندارند!

چه جای شگفتی است؟ اگر "چوب خیزران" جرأت زیاده روی و دراز دستی کند!

اگر حریم حرمت رسول خدا (ص) را اوباش شامی، "غنیمت جنگی" می پندارند!

اگر اهالی غیرت و شرف و آزادگی را تنها به بهانه "اعتراض" به عملکرد آن ها، گردن می زنند!

اگر حتی به غربت غریبانگی و وسعت اندوه حضرت رقیه (س) رحم نمی کنند!

یکی باید برخیزد و پرده ی رنگارنگ فریب را از چهره این "بت" فرومایه جاهل، فروکشد!

یکی باید باشد و بگوید: «چه امر عجیب و عظیمی است که نجیب زادگانی که لشکر خداوندند، به دست "طلقاء" که لشکر شیطان اند کشته شوند؟!

ای یزید! اگر امروز ما را "غنیمت" خود دانستی، زود باشد که این غنیمت، موجب "غرامت" تو گردد. در هنگامی که نیابی، مگر آن چه را که از پیش فرستاده ای»

یکی باید برخیزد و خود را چنین معرفی کند: «ایها الناس! منم فرزند مکه و منا، منم فرزند زمزم و صفا!

منم فرزند فاطمه ی زهرا (س)، منم فرزند دخت نبی مصطفا(ص)، منم فرزند خدیجه کبری(س)، منم فرزند امام مقتول به تیغ اهل جفا»، منم فرزند "شهید لب تشنه" کربلا.

گویی شهرشام ؛ شهر فرومرده در جهل اموی را، تلنگر دستی "الهی" نیاز بود؛ تا پرده از چهره ریایی و فریب کارانه اش باز گیرد .

 با خطبه های حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) شرافت نبوی و صداقت علوی نجابت وجودی اهل بیت (ع) را به شامیان معرفی کرد.

" و قصر نشینان میمون باز اموی" دوباره مثل روز "بدر" به خفت و خواری مبتلا شدند!

 

*   *  *

...سال ها گذشته است اما چه کسی می تواند بگوید خون حسین (ع) از جوشش افتاده ؟! نگاهی آراسته به وجدان می باید انسان های مغرض را؛ تا ببینند این خیل عظیم عاشوراییان را ، که هر ساله ،چلچراغ دل خئیش را با شرار عشق حسینی  روشن می سازند!

اربعین و عاشورا تنها دو روز از روز های سال و دو کلمه از کلمات عربی- فارسی نیستند ؛ که ذات این کلمات با نام مردی سترگ عجین شده اند. مردی که در عرصه حیات بشری زنده ترین مرد است و آرمانش پویا ترین آرمان !

کدامین تمدن توانسته به اندازه تمدن الهی؛ تمدن آسمانی؛ تمدن عارفانه – عاشقانه ی عاشورا، این مقدار ماندگاری داشته باشد ؟!

کدامین فرمانروا توانسته در طول تاریخ به اندازه امام حسین (ع) بر دل وجان آدمی، این مقدار حکومت کند ؟!

کدامین رهبر در جامعه توانسته در جهان، این مقدار فدایی داشته باشد؟!

از انقلاب هند تا انقلاب عظیم اسلامی ایران، از بنیاد گرایی نوین کشور های اسلامی تا جنبش و تحرک نیرو های مقاومت و جهاد اسلامی؛ از پیروزی حزب ا... تا سرافرازی حماس ؛ از تمام آنجه در جهان به نام مقاومت در برابر ظلم از آن یاد می شود ؛ در سایه شعار جهانی : هیهات من الذله ، تحقق یافته است!

و تا آن انقلاب سترگ و فراگیر جهانی که در راه است و نوید بخش دل دردمندان _ بخصوص مکتب تشیع_ می باشد، همگی مدیون جوانمردی و خون حسین است ؛ حسینی که جز فرزندان شیاطین بد خواه و بد گو ندارد . حسینی که به خاطر عظمت نامش ، اهالی تمام ادیان ستایشش می کنند!

فدایت شوم  پسر فاطمه(س) !

کیستی ای جان ؟! که این گونه جانانه دوستت داریم .

سلام و درودمان بر تو ! تویی، که تمام بدون نام تو صفایی ندارد .

صل الله علیک یا ابا عبدالله !                   

سید علی اصغر موسوی

 

----------------------------------------

[1] بخش از خطبه ی حضرت زینب (س)

2 همان

**************

به سایت جدید بنده هم سری بزنید :

http://www.saapoem.webs.com

التماس دعا


****

جمعه 1387/11/18
دعا ...  

اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم

نام دعا:

در طلوع صبح روز جمعه

بِِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اَصبَحتُ فی ذِمَّةِ اللهِ وَ ذِمَّةِ مَلائِکَتِهِ وَ ذِمَمِ اَنبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ ذِمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهَُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ ذِمَمِ الاَوصِیاءِ مِن الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ امَنتُ بِسِرِّ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ عَلانِیَتِهِم وَ ظاهِرِهِم وَ باطِنِهِم وَ اَشهَدُ اَنَّهُم فی عِلمِ اللهِ وَ طاعَتِهِ کَمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ.1

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر

صبح کردم(به صبح می پیوندم) در پناه خدا و در پناه فرشتگان خدا؛ در پناه پیامبران و رسولان خدا  که بر آنان درود باد.  و درپناه محمد، که درود خدا برو و خاندان او باد. و در پناه جانشینانی که از خاندان محمد هستند؛که  درود بر آنان باد.

 ایمان آوردم به اسرارخاندان محمدف که درود بر آنان باد؛ وبرآشکار و ظاهر و باطن آن بزرگواران.

 و گواهی می دهم که آنان هم در مقام شناخت خدا و طاعت حق، مانند محمد هستند؛که درود خداوند بر او و خاندنش باد.

**

اَستَغفِرُ اللهَ الَذَّی لآ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوبُ اِلَیْهِ .2

طلب آمرزش می کنم از خدایی که، نیست معبودی جز او؛ زنده و پایدار است و به سوی او باز می گردم (از گناه).

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم .

خداوندا درود بفرست برمحمد وخاندان بزرگوارش و گشایشی در امرغیبت حضرت موعود(عج) عنایت فرما.

نام دعا :

بعد از نماز صبح جمعه

اَللَّهُمََ اِنّی تَعَمَّدتُ اِلَیکَ بِحاجَتی وَ اَنزَلتُ اِلَیکَ الْیَومَََ فَقری وَ فاقََََََََتی وَ مَسکَنَتی، فَاَنَا لِمَغفِرَتِکَ اَرجا مِنّی لِعَمَلی وَ رَحمَتُکَ اَوْسَعُ مِن ذُنوبی.

 فَتَوَّلَ قَََضاءَ کُلَّ حاجَةٍ لی بِقُدرَتِکَ عَلَیها وَ تَیسیرِ ذلِکَ عَلَیکَ وَ لِفَقری اِلَیکَ، فَاِنّی لَم اُصِب خَیراً قَطُّ اِلّا مِنکَ وَ لَم یَصرِف عَنّی سوءً قَطُّ اَحَدٌ سِواکَ

 وَ لَستُ اَرجو لِآخِرَتی وَ دُنیایَ وَ لا لِیَومِ فَقری؛ یَومَ یُفرِدُنی النّاسُ فی حُفرَتی وَ اُفضی اِلَیکَ بِذَنبی سِواکَ. 3

خداوندا، من با حاجت خود قصد درگاه تو کردم و فرود آوردم به سوی تو در امروز، بار فقر و بیچارگی و ذلتم را؛ پس من به آمرزشت بیش از کردارم امیدوارم ؛ و آمرزش و رحمتت، بسی از گناهم وسیع تر است.

 پس متوّلی برآوردن همه حاجتم باش به نیروی خودت ، که آن سهل است بر تو؛ و نشان نیاز من است به تو؛ زیرا من هرگز به خیری نرسیدم ،جزاز جانب تو و تغییر نداد کسی بدی ام را،مگر احدی جز تو؛ و امید نداشتم برای آخرت و دنیایم ، و نه برای روز نیازمندیم؛ روزی که مردم مرا درمزارم تنها می گذارند وبرایم کسی نمی ماند جز تو،که  گناهم رابازگوکنم.

 

متن ادبی:

 آرام آرام، اما پر تشویش، صبح آغاز می شود و من، چشم به آسمان می دوزم و در انتظار رنگین کمان – همان طلایه دار حضور آسمانی ات – می مانم!

مولا جان! تا کی دلخون از دیدن شفق، باشیم؟

کجاست آیینه ی سبز حضورت تا در رنگ های امیدواری غرق شویم و هر روز صبح، دل به دیدار و زیارتت بسپاریم؟

"صدای صبح بلند است"

گفته اند که می آیی و پیش روی نگاهم، سپیده خواهد شد پر از شور تماشایی!

صدای صبح بلند است،

گفته اند با تموّجی از نور، آسمان در سینه می آیی.

چقدر بنالم که: خسته است نگاه آرزومندم.

چقدر مویه کنم که: غم دارم؛ غمی به وسعت تنهایی.

هنوز از پی باران ها، نگاه ساحلی ام ابری ست

هنوز در پی درمان ها، مریض عشق تو می مانم:

از یک صبح طلایی تا غروبی پر از شفق، پر از اندوه سپری شدن آدینه ای دیگر و نگاه خسته ای که در طول قرن ها انتظار، باز هم امید به صبحی دیگر دارد؛ می اندیشم:

خدایا، چیست این اندوه نافرجام!

آیا، می بینمش، آن گاه که بر سریر عدالت می نشیند و من شِکوه های عاشقانه ی خود را، غزل غزل نثارش می کنم؟

آن گاه از دلتنگی هایم می گویم و او تبسم در تبسم، دلم را به آرامش می خواند!

*  *  *

خداوندا، چیست در دل این روزگاران پر اندوه؛ که حتی نوای غربت کشیدگان را در  کبود خویش محو کرده است؟

خدایا، آن که در ژرفای پاک سینه ها خورشید می کارد، کجاست؟!
خدایا، آن که هر شب در قنوتش اوج می گیرد دعا.

آن که باران اجابت را ز چشم خویش می بارد کجاست؟!

خوشا سایه زار پناهش؛ که بی پناهان را، در پناه عشق و عدالت نگاه داشته است.

مولاجان!

 بی تو حتی بهاران نمی پاید، فرصت زندگی را؛ بی تو دنیا خزان خانه است !

بی تو آیینه ها  در غبارند ؛ بی تو رنگین کمان، رنگ سبزی ندارد که با شوق باران بگیرد در آغوش خود، آسمان را!

بی تو تنهاتر از آرزوهایمان، صبح جمعه است. بی تو، حتی زمان بی بهانه؛ با تو اما زمین عاشقانه است.

آداب دعا:

در باره دعاها و زیارت های شب و روز جمعه در هر ساعت و لحظه عظمتی نهفته است که قابل شمارش نیست ؛ ائمه معصومین(ع)  بسیار برای عبادات جمعه تاکید کرده اند. نسبت به روز های دیگر  فضیلت دارد و در آن روز به مومنین سفارش شده که به پاگیزگی واستغفاروعبادت، بخصوص ذکر صلوات اهتمام نمایند و دعاهای فوق هم بخش کوچکی از بی شمار دعای روز جمعه –چه قبل از نماز چه بعد ازآن- هستند ؛ که برای آمرزش گناهان  و صفای درون بسیار مفید است و سفارش شده که حداقل ماهی یک بار؛ تعقیبات نماز تا دمیدن آفتاب ادامه داشته باشد.

منبع:   

1.       کلیات مفاتیح الجنان/ مرحوم حاج شیخ عباس قمی/ انتشارات فاطمه الزهرا(قم)/چاپ اول/سال 137/ ص 57.

2.       همان ص 57

3.       همان ص 58.

4.        

*****************************************************************************************************************

 نام دعا:

 دعای روز جمعه

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اَلْحَمدُلِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبلَ الْإِنشاءِ وَالْإِحیاءِ وَالْاٰخِرَ بَعدَ فَنآءِ الْأَشیآءِ الْعَلیمِ الَّذي لا یَنسيٰ مَن ذَکَرَهُ وَ لا یَنقُصُ مَن شَکَرَهُ وَ لا یَخیِّبُ مَن دَعاهُ وَ لا یَقطَعُ رَجآءَ مَن رَجاهُ

اَللَّهُمَّ اِنّي اُشهِدُكَ وَ کَفيٰ بِكَ شَهیداً وَ اُشهِدُ جَمیعَ مَلائِکَتِكَ وَ سُکّانَ سَماواتِكَ وَ حَمَلَةَ عَرشِكَ وَ مَن بَعَثتَ مِن اَنبیآئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَنشَاْتَ مِن اَصنافِ خَلقِكَ

 اَنّي اَشهَدُ اَنَّكَ اَنتَ اللهُ لآ اِلهَ الّآ اَنتَ وَحدَكَ لا شَریكَ لَكَ وَ لا عَدیلَ وَ لا خُلفَ لِقَوْلِكَ وَ لا تَبدیلَ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَیهِ وَ ٰالِهِ عَبدُكَ وَ رَسولُكَ اَدّیٰ ما حَمَّلتَهُ اِلَی الْعِبادِ وَ جاهَدَ فِي اللهِ عَزَّوَجَلَّ حَقَّ الْجِهادِ وَ اَنَّهُ بَشَّرَ بِما هُوَ حَقٌّ مِنَ الثَّوابِ وَ اَنذَرَ بِما هُوَ صِدقٌ مِنَ الْعِقابِ

اَللَّهُمَّ ثَبِّتني عَلیٰ دینِكَ ما اَحیَیتَني وَ لا تُزِغ قَلبي بَعدَ اِذ هَدَیتَني وَ هَب لي مِن لَدُنكَ رَحمَةً اِنَّكَ اَنتَ الْوَهّابُ

 صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ عَلیٰ ٰالِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلني مِن اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ احشُرني في زُمرَتِهِ وَ وَفِّقني لِأَدآءِ فَرَضِ الْجُمُعاتِ وَ مآ اَوْجَبتَ عَلَيَّ فیها مِنَ الطّاعاتِ وَ قَسَمتَ لِأَهلِها مِنَ الْعَطآءِ في یَومِ الْجَزٰآءِ.

 اِنَّكَ اَنتَ الْعَزیزُ لْحَکیمُ. 1 *

ترجمه:

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

سپاس خداوندی را که نخستين است؛ پیش از ایجاد و بقای هستی و واپسین است بعد از فنای آن. دانا پروردگاری، که فراموش نکند ياد کنندگانش را و کاستی ندهد شکرکنندگان را؛  نه محروم سازد کسی  را که می خواندش و نه  قطع کند امید ی را که به او امیدوار است .

خداوندا ، من تو را گواه می گیرم و گواهی تو کفایت می کند و تمام فرشتگان و ساکنان آسمان هایت را و جا به جا کنندگان عرش و سریرت را و آنهایی که برانگیخته ای از پیامبران و فرستادگانت و آنچه آفریده ای از مخلوقات  گوناگونت؛ شهادت می دهم که تویی خداوندگارمن، جز تو آفریدگاری نیست؛ یگانه ای بدون شریکی؛ بی مثل و مانند؛ نه تبدیلی در گفتارت هست و نه تغییری در رفتارت. به درستی که محمد - که درود خدا براو وخاندان اوباد - بنده و فرستاده ی توست. آنچه را که به اوسپردی، به بندگانت رسانید و در راه خدای شکوهمند و عزیز، حق کوشش به جا آورد و بشارت داد مردمان را  به آنچه حقشان بود از پاداش و برحذر داشت آنان را با صداقت از کیفر گناهان.

خداوندا مرا بر دینت ثابت بدار، مادامی که زنده ام و تاریک مگردان دلم را پس از آن که هدایتم کردی وببخشای مرا از رحمتت، که به راستی تو بخشنده ترینی.

خدایا درود فرست بر محمد وخاندان او و قرار ده مرا ازشیعیان و پیروان او. و مرا با آنان محشور گردان و مرا به انجام نمازهای مخصوص آدینه توفیق ده و به  آنچه واجب کردی بر من از پرستش ها و به آنچه قسمت خواهی می کنی از عطاهایت برای اهل ایمان در روز پاداش؛ که تنها تویی خداوندعزیز حکیم.

 

متن ادبی:

 

شکر و سپاس و منت و عزت خدای را

پروردگار خلق و خداوند کبریا

دادار غیب دان و نگهدار آسمان

رزّاق بنده پرور و خلاق رهنما

اقرار می کند دو جهان بر یگانگیش

یکتا و پشت عالمیان بر درش دو تا

گوهر ز سنگ خاره کند، لؤلؤ از صدف

فرزند آدم از گِل و برگ گُل از گیا

سبحان من یُمیت و یُحیی و لا اله

اِلّا هو الذّی خَلقَ الارضَ و السما

باری ز سنگ چشمه ی آب آورد پدید

باری از آب چشمه کند سنگ در شتا

دریای لطف اوست وگرنه سحاب کیست

تا بر زمین مشرق و مغرب کند سخا؟

در کمترین صِنع تو مدهوش مانده ایم

ما خود کجا و وصف خداوند آن کجا؟

چشم گناهکار بود بر خطای خویش

ما را ز غایت کرمت چشم در عطا

یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش

روزی که رازها فتد از پرده برملا  * 2

*

خداوندا، سپاس و ستایش تنها شایسته ی توست!

 تویی که در عظمت بی همتا و در خدایی، یکتا.

خداوندا، سپاس و ستایش ابدی از آن توست؛ ستایشی، که همیشگی و دایمی است؛ فزونی گیرد و هیچ گاه کاستی ندارد؛ همانگونه که دوست می داری و راضی ات می کند!

 و ستایشت در دلم، مدام است؛ همان گونه که خواهی و دوستش می داری!

پروردگارا، مرا با یادآوری یادت، شیفته گردان و همتم را نشاطی مدام بخش؛ تا به عظمت نام و شکوهِ مقام قدس ات پی ببرم!

خدایا، تو را به منزلت خودت سوگند، مرا با ستایشگرانت همراه کن!

 در جایگاهی که شایسته ی من و مورد رضایت توست؛ که خود به توانایی و ناتوانی ام، بهتر آگاهی.

 خدایا، اگرچه خواب غفلت مرا از سعادت دیدار و شهود آشکارت محروم ساخت؛ اما شناخت کرم، بخشندگی، و لطف نعمت هایت، آگاهی لازم را به من بخشیده است!

خدایا، مرا با نور عزتت همراه کن، تا بیشتر بشناسمت؛ تا از غیر تو بریده و تنها به امید داشته باشم .

ای صاحب کرامت و جلال!

 درود فرست، درود فراوان بر روان آسمانی حضرت محمد (ص) رسول رحمت و خاندان پسندیده و پاک اش!

و در این روز، روز زیبای آدینه، روز زیارتی  حضرت موعود (عج)؛ که دل ها آکنده از عطر انتظار اوست؛ انتظارات عارفانه ی ما را هم برآورده بفرما.

از تو می خواهیم ظهور آفتاب عدالت را!

از تو می خواهیم اجابت نیازها و نیایش ها را!

از تو می خواهیم پذیرش تمامی ستایش ها را!

ای آنکه سریع الرضایی و از سخاوتمندی خویش به کمترین ستایش ها، بیشترین پاداش را عطا می کنی.

پروردگارا، خطاهای بزرگ و کوچک ما را، به خاطر عظمت حضرت صاحب (ع) عفو بفرما و به پاس نجوای گرم ندبه و عطر کلمات " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

توفیق درک نیایش های روز جمعه را به ما عنایت کن !

توفیق همراهی و هم آوایی زیارت هایی را که آکنده از انتظار واپسین منجی انسان و انسانیت هستند و جان و دل نیایش کنندگان را، به تماشای بلند ترین محراب آسمان فرا می خوانند.

ای خداوند لحظه های سبز طلوع، طلوع واپسین آدینه ،آدینه ی حضور و ظهور ؛ به لطف و کرمت، ما را ببخش !

""با عنایت به مناجات شعبانیه""

****

آداب دعا:

این دعا به نقل از صحیفه ی سجادیه ی امام علی بن الحسین (ع) به روز جمعه اختصاص دارد و در کتاب های مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی (ره) و ادعیه ی امام زین العابدین (ع) تألیف جواد قیومی اصفهانی جلد دوم نیز آمده است.

معمولا برای اوقات روز می باشد که هنگام قرائت آن، بعد از نماز صبح یا طول روز است

منبع :

1.       ادعيه امام ؤين العابدين/جواد القیومی الاصفهانی/موسسه النشر الاسلامی/ جلد دوم/سال 1419 ه.ق/ ص 120.

2 --کلیات مفاتیح الجنان/ مرحوم حاج شیخ عباس قمی/ انتشارات فاطمه الزهرا(قم)/چاپ اول/سال 1377/ ص 45.

 3 - کلیات سعدی / مصلح بن عبدالله سعدی / براساس نسخه ی تصحیح شده ی محمد علی فروغی / انتشارت بهزاد (تهران) / چاپ اول / سال 1382 / ص 614.

 

پنجشنبه 1387/11/17
حضرت سلمان (ره) ...  

سلمان: محیط بی کرانه

 تشنه بود، تشنه زیباترین لحظه های مسلمانی؛ لحظه هایی که از خندق بیگا نگی ها گذشته وبه کانون آشنایی  پا نهاده بود.

جوهر وجودش از گوهری بهره می برد که فخر کاینات امانت دار علم الهی، حضرت رسول اکرم(ص) درباره اش می فرمودند: چنان دریای بی پایان ، چنان گنجی که پایان ناپذیر است !

جناب سلمان(ره) به مدینه رسید وسلوک جسمانی شبنم به خورشید پیوست؛ از پرتو آفتاب جمال محمدی(ص) سلمان هم محمدی شد واز پرتو کمال مصطفوی ،زبانش گویا به حکمت الهی ودلش آکنده از اشراق عرفانی گردید .

چنان غواص و دریانورد معرفت گردید؛ که گوهر وجودش را باقر علوم نبوی حضرت محمد بن علی (ع) چنین می ستاید:

همچون دریا که پایان ناپذیر است؛ دلش آکنده از علم نخست و واپسین بود واو از ما "اهل بیت طاهرین"

 می باشد.

 ***

  دست های شکوهمند مولا (ع) به موازات تکبیرها اوج می گرفت و روح سیال سلمان(ره) درشهود تبسم ، نظاره گر جسم خویش بود؛ جسمی که در سایه عنایات پیامبر(ص) همچون شبنم، راه به کانون آتشین

 و بشکوه خورشید برد.

 به مرحله ای ازبی نیازی رسید؛ که بهشت مشتاق وآرزومند هم نشینی اش وفرشتگان ستایش گر

نام بلند وآسمانی اوشدند .

تشنه بود تشنه جرعه ای معرفت؛ تمام تلاش خویش را درراه طلب نهاد و شوق رسیدن به مطلوب، درنگاهش؛ وادی به وادی افزون ترمی شد تا رسید به مدینه؛ به سرچشمه همیشه جوشان معرفت!

 تشنه بود، تشنه ناب ترین اندیشه تا غبارازآیینه دل برگیرد.

 تاحجم بسته تردید را به بی کرانگی یقین بسپارد.

تشنه بود تشنه !

تشنه ی دیدار کسانی که عطر وجودشان را از ازل استشمام کرده و مثل پروانه ای سر گشته؛ برای دیدنشان تجربه های تلخ سفر را آزموده بود .

تشنه بود، تشنه سفره های آسمانی،تا در کنار اهالی نورازعطا یای " نبوت وولایت" بهره مند  گردد.

از هفت وادی حیرت؛ از هفت  شهر عشق؛ از هفت مید ان تجربه؛ به هفتمین کوچه معرفت رسید  و دل به صفا ی آخرین منزل ؛ منزل یقین سپرد!

  با دلی آکنده از عطر یقین، حرمت همجواری آستان پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) را برگزید و بهشت به شوق مشتاقی، آرزومند میزبانی اش شد !

دست های مولاعلی (ع) به موازات تکبیر اوج می گرفت وآسمان مداین به احترام آن روزحزین، آکنده از اندوه بود .

لب های سرشار از اندوه مولا، نجوایی غریبانه داشت و چهره آرام سلمان متبسم تر از همیشه، خرسند از حضور مولا ؛ رو به سوی بهشت داشت.

فوج فوج فرشته، در تبلور نگاه های بارانی وستاره ریزان اشک ها؛ با جسم لاهوتی حضرت سلمان(ره) وداع می کردند؛ وداعی بسیار شگرف، همان گونه که سزاوار اولیای خداوند است

 - آسمان غمگین ،زمین غمگین!

دست های مولا بود و تربتی که برای خوش آمد گویی به سلمان ؛آغوش گشوده بود ...

درود و رحمت خداوند ،برروح بلند افلاکی وجسم پاک بهشتی اش باد !

                                                            سید علی اصغر موسوی
سه شنبه 1387/11/15
...  

ترجمان اجابت

 

از دودمان صداقت کودکی متولد می شود، که مجمع الانوار عشق صادق است

 و حقیقت همیشه فروزان ولایت.

 برابر تمام ناراستی های روزگار: صابر وبرابر تمام ناسپاسی های مردم :کاظم

و برابر تمام مسایل لاینحل: علیم وبرابر تمام مصایب: حلیم است !

آزادگی شرمنده قامتش وهستی محو اسرار امامت اوست .

آسمان مدینه پرتوافشان نور امامت او وحرم ولایت خرم از انوار پیشانی اوست .

آری،ستودنی ست!

 موسای دیگری پا به عرصه وجود نهاده است؛ که نور تک تک انگشتانش، خاطره ید بیضا را در ذهن

کهکشان ها تکثیرخواهد کرد وبرابر تجلی جمالش ،هزاران طور خاکساری خواهند کرد !

تمام دعاها با عظمت نامش اجابت وتمام قنوت ها به صداقت کلامش خواهند پیوست.

 مهربانی نگاهش را با فقرا تقسیم وعطر دست هایش را به حسرت یتیمان خواهد بخشید.

 هیچ دردمندی از اجابت نامش دور نخواهد ماند وهیچ آرزومندی، بی نصیب از آستان کبریایی اش باز نخواهد گشت.

خداوند آستانش را باب حوایج وآسمان زائرانش رابه مهمانی عرش خواهد برد؛ به مهمانی بهشت،

به مهمانی سبزترین آرزوها !

سر حلقه عشق وعاشق ترین امام در جمع عاشقان خداوند است؛ که نجوای نیایش های عاشقانه اش،

 حتی دشمن رامجذوب اندیشیدن به خداوند می کند .

***

ای رحمت بی پایان الهی!

 ای اجا بت واپسین آه های برآمده از سینه غمگینان!

 سلام بر لحظه ای که مدینه عطر حضور تو را به کاینات بشارت داد.

سلام بر لحظه ای که قنداقه ات آغوش نواز بال های پرندین فرشتگان شد وعرش الهی نام زیبا یت را

 بر معصومیت نهمین شاخه طوبی آ ویخت.

سلام برتوای هفتمین چلچراغ هدایت،که نام شکوهمندت محراب اجابت است ومکارم اخلاقت

، آیینه زلال بصیرت!

سلام برتوای آزاده ترین آزاد؛ که آزادی به وجود لاهوتی ات می بالد وحضور مهتابی ات را

 میان رشک آلودگان ناسوتی می ستاید !

سلام برنام سترگ وبشکوهت ؛ که همانند آفتاب، شب زدگان سیاه جامه را به رشک وحسد وامی

داشت وفرعون نفس شان دایم از زلال جاری نیل ات واهمه می کرد.

سلام بر تو واین روز خجسته

روزی که آفاق هستی معطر از تجلی جمال" موسوی " ات شده است وآفتاب از شوق تماشا؛ شال سبز بردوش ،کوچه های آسمان را می پیماید .

 - مولا جان، ای وجودت،ترجمان دعاهای اجابت شده؛ اینک، که آسمان سرشار ازشادمانی است ؛

شادمانی ما را نیز اجابت کن و بر توفیق دوست داشتنت بیافزای !

میلادت خجسته ونام گره گشایت ، آرامش دل ها مان  باد .خوش آمدید مولاجان !

                                                                             سیدعلی اصغر موسوی  

دوشنبه 1387/11/14
طلوع فجر ...  

...هر چند تاخیر داشت ؛ اما می آمد .

می آمد ، از پس سال ها انتظار، تا در زمستان ،  بهارصلوات رابرلب ها بنشاند.

 می آمد تا با التجا به تبار معصومش ، نویدبخش استقرار احکام الهی شود.

 میآمد تا لبخند های خاموش را، به روشنی آزادی فرا بخواند.

می آمد تا برای واپسین روز انتظار، احترام به طلوع خورشید را به امت خویش بیاموزد.

 می آمد تا نگاه پیروجوان را با گلدسته های نیایش،آشنا کند.

می آمد تا مفهوم استقلال و آزادی را، در مکتب جمهوری اسلامی معنا نماید.

می آمد تا مکتب شهادت را، به نقطه نقطه این جهان عصیان زده ،بشناساند.

می آمد تا از اقیانوس فقه ال ا...، جویباری به مرداب های خود باوری بگشاید.

می آمد تا اولین بزرگراه انتظار را ،درجهان به نام نامی حضرت ولی عصر(عج) افتتاح نماید.

می آمد تا پرده از چهره ی نفاق واستکبار، توامان بردارد

می آمد تا نگاه دوربین های جهان را ،به قلب تپنده جهان اسلام معطوف کند.

می آمد تا نامش، عطر صلوات بر پیامبر رحمت را، در فضای دل ها بپراکند.

می آمد تا دل ها با چهره ی زیبا و روحانی اش الفت بگیرند ونامش را هم وزن تکبیر بر زبان بیاورند.

 می آمد تا کفار به عظمت اسلام ایمان بیاورند وبه نام ومرام رهبرانش احترام بگذارند.

می آمد تا نوای مظلومیت تشیع درجهان را، به فریاد عزت و آزادگی تبدیل کند.

می آمد تا بشارتی بر ظهور فرزند راستین عدالت؛ منجی شب زدگان جهان؛ حضرت حجه بن الحسن العسکری (عج) باشد وبا پشتیبانی حضرت ،تمام ظواهر استکبار وقدرت پوشالی اش را به تمسخر گیرد.

می آمد، تا از ایران تا لبنان؛ ازلبنان تا بوسنی؛ازبوسنی تا فلسطین وافغانستان و ...،احیاگرتعالیم ناب نبوی دراندیشه های زلال علوی باشد.

می آمد تا فریاد مظلومیت نهج البلاغه را،زلال نیایش های صحیفه را، همراه با عظمت آسمانی قرآن؛ به گوش جهانیان برساند.

می آامد تا فراخوان وهمایش وحدت اسلامی را، با درایت موسوی اش رهبری کند.

می آمد تا نام " روح ا... موسوی الخمینی " را، تاریخ جهان برای همیشه به حافظه بسپارد .

روح ملکوتی اش قرین درود وسلام ،

 وراه گرانسنگش،هرگزآلوده به ناراستی ها مباد !  انشا ا... 

 

 

شنبه 1387/11/12
غیرت اردوغانی ...  
رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در نشستي در حاشيه نشست مجمع جهاني اقتصاد در داووس خطاب به رئیس رژیم صهیونیستی گفت: وقتی صحبت کشتار باشد شما خوب بلدید این کار را بکنید.

اردوغان در اجلاس داووس خطاب به پرز افزود: فریادهای شما نشان از آثار روانی گناهکاری شماست.

وی ادامه داد: غزه یک زندان بزرگ است و از هر یک از گذرگاه‌های آن اگر بخواهیم حتی یک صندوق گوجه فرنگی عبور دهیم بستگی به نظر صهیونیست‌ها دارد.

اردوغان که با تشویق حضار روبرو شده بود، گفت: آقای پرز، سن شما از من بیشتر است؛ صدایتان هم خیلی بالا می‌رود. می‌دانم که تا این اندازه بالا بودن صدایتان نشانه روانی گناهکاری شماست ولی صدای من تا این اندازه بالا نخواهد رفت؛ این را هم می‌دانید.

بنابر همين گزارش در دوازدهمين دقيقه سخنراني نخست وزير تركيه وي با انتقاد ممانعت آميز دبير اجلاس مبني عدم انتقاد از رژيم صهيونيستي مواجه شد.

در اين هنگام وي با اشاره به اينكه به او اجازه صحبت داده نمي‌شود و با حالي برافروخته خطاب به نخست وزير رژيم صهيونيسيتي گفت: اسرائيل در غزه دست به يك قتل عام زد اين غير قابل انكار است من خود دو نخست وزير اسرائيل را مي‌شناسم كه به من گفتند از ورود به سرزمين‌هاي اشغالي با تانك لذت مي‌برند اگر خواستيد اسامي آنها را هم خواهم داد هر چند شما خود اسامي آنها را مي‌دانيد.

وي در ادامه خطاب به رئيس رژيم صهيونيستي افزود: شما ادعاهاي دروغ مي‌كنيد شما از كودك كشي و آدم كشي لذت مي‌بريد. نخست وزیر ترکیه ادامه داد: خوب می‌دانم چگونه کودکان را در سواحل هدف قرار دادید و کشتید. وی گفت: فصل ششم تورات می‌گوید "انسان ها را نکشید".

بنابر همين گزارش در اين هنگام رئيس جمهور رژيم صهيونيستي با حركاتي وانمود كرد كه سخنان اردوغان را از طريق گوشي خود نمي‌شنود، كه اردوغان بلافاصله با دست پرز را مورد اشاره قرار داد و گفت: خوب مي‌شنويد آقا، خودتان را به آن راه نزنيد، شما خود مي‌دانيد كه من چه مي‌گويم دست شما به خون كودكان غزه آلوده است. در اين مرحله دبير اجلاس به صورت گستاخانه با اشارات دست و حتي دست زدن روي شانه نخست‌وزير تركيه او را به قطع سخنانش دعوت كرد كه اردوغان در اين مرحله به شدت عصباني شده و پرز را مجددا مورد خطاب قرار داد و گفت: ببينيد شما 25 دقيقه صحبت كرديد و به من 10 دقيقه اجازه صحبت نمي‌دهند اين رويه هميشگي شماست

در اين لحظه اردوغان بلافاصله گوشي خود را از گوش برداشته و با صداي بلند به سخنان خود ادامه داد و گفت: حالا كه اجازه صحبت نمي‌دهيد دو جمله را مي‌گويم و تمام مي‌كنم حرف اول را از تورات مي‌گويم.

وي با اشاره به يكي از آيات تورات گفت: در اين كتاب شما امر شده‌ايد كه از آدم كشي بپرهيزيد اما شما برخلاف كتاب آسماني خود آدم مي‌كشيد اين تنها كاري است كه شما بلديد آدم كشي كار و رويه شماست ؛ مطلب دوم اينكه از نظر من كار بنده در اجلاس داووس به پايان رسيده است و ديگر در اينجا حضور نخواهم يافت.