تبليغاتX
BidelaneH - بی دلانه
BidelaneH - بی دلانه
Heartily words of Dream heart, seyed.AliAsghar.Mousavi
شنبه 1385/04/31
سرور ...  
 

 

زنده باد حزب الله !

شنبه 1385/04/24
جهاد ...  
اللهم صل علی محمد وال محمد

         و عجل فرجهم

نفرین به دست های آلوده صهیونیست

انشاالله روزی در راه است که نامی از اسرائیل

باقی نماند  انشا الله !

الا لعنه الله علی القوم الظالمین

سه شنبه 1385/04/13
مثنوی عرفان ...  

بسم الله الرحمن الرحیم

 ***********

ضمن ابراز انزجار از) صهیونیست( ها و رفتار وحشیانه آنها !

***************

از کلیات میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی ، یکی مثنوی عرفان اوست ، که در نوع خود بی نظیر و در دقایق عرفانی بی بدیل است ، در این مثنوی مرزی میان حقیقت و مجاز یا تخیل و واقعیت، ایجاد کرده است و وهم و گمان عقلا را مورد نقد قرار می دهد، که در واقع آنچه ما پنداشته ایم همان است که می باشد، یا نه ؟!

بی خبر نشئه ای کنار شطی

به سر انگشت می کشید خطی

گه ز خطش مربعی می جست

گه مثلث به نقش می پیوست

گاه می زد مخمسی به حواس

گه مسدس شدی جهان قیاس

همچنان در خیال تکرارش

محو می کرد دست بیکارش

روزی از پرده ی جنون خیال

شکلی آمد به معرض تمثال

خط آن شکل تا به مسطر زد

دید شخصی ز آب سر بر زد

اضطرابی فشرد اعضایش

لرزه چون موج در سراپایش

بانگ زد کای ستمگر بیکار

زین خطوطم چه می دهی آزار

هر الف کز خط تو گشته عیان

بر سراپای من شکسته سنان

مرد ابله وقوع این تهدید

اثر شغل پوچ خود فهمید

گردن عجز کرد مایل خم

دست ها چون مژه نهاد به هم

که من از دستگاه بیکاری

دارم اینجا خیال سرخاری

دست بیکار تا نباید سود

فرحتم شغل این عمل فرمود

نیستم مست ناشکیبایی

بعد ازین آن کنم که فرمایی

گفت این نقش محو کن زودش

برد فرمان آنچه فرمودش

چون به حک داد خط به حکم ضرور

 گشت آن شخصش  از نظر مستور

ساعتی ناگذشته زان تهدید

دلکشی ها به خط کشی گردید

بی تحاشی دوباره زین آهنگ

آرزو چون قلم به خط زد چنگ

نقش کارش نکرده رفع حجاب

که شد آن شخص بی نقاب از آب

گفت باز این چه نقش بندی هاست

سعی باطل نگفتمت که خطاست

خط به حک داد بار دیگر هم

شخص را نیز دید عکس عدم

لیک بیکاری اش نداشت ضرور

همچنان غیر خط کشی منظور

هر گه آن نقش بر زمین می بست

صورت غیبش از کمین می جست

می شدی بی گمان معاینه اش

همچو تمثال پیش آینه اش

بس که از هیبتش هراس کشید

قطع شغل هوس نمود و رمید

این حقیقت طریق افسانه

داشت با آشنا و بیگانه

می کشید آن خیال خواب نظیر

هر کسی را به وهمی از تعبیر

عالمی خنده بر جنونش داشت

قصه ی پوچ سرنگونش داشت

بر زبان ها ثمر شد افسونش

منتشر گشت حرف مجنونش

تا به اسناد قدرت تکسیر

 ماجرایش گشود بال صفیر 

گفت استاد از آن نوا سازی   

زد به افسوس سودن آغازی

کای جنون فطرت آن موکل بود

متعلق بر آن شمایل بود

شخص مظروف بود و تابع ظرف

همچو معنی رهین صورت حرف

گر نمی دادی آن حروف به حک

بود محکومت آن ملک بی شک

گنجی از غیب در کف آوردی

وز بلاهت کلید کم کردی

اگر ادراک رهبرت می بود

آن موکل مسخرت می بود

تا قیامت حصول نقش مراد

داد اقبال قدرتت می داد

ابله از آگهی به خود بالید

باز خط بر کنار شط  گردید

مدتی خامه در تلاش شکست

دیگر آن نقش اتفاق نبست

دست می سود و هیچ سود نداشت

شعله ی جسته رنگ دود نداشت

آب شد خشک و بحر ماند ز نم

لفظ گم گشت و رفت معنی هم

پس درین کارخانه ی نیرنگ

دارد اشکال صد هزار آهنگ

دل که عرش بنای قدرت هاست

زین نقوش غریب چهره گشاست

هر که را زین بهار قدرت رنگ

عزم شوقی زند در آینه  چنگ

بی تکلف حقیقت اقبال

پرده بر داردش ز علم مثال

زین صفت فطرت سلیمانی

کرد قدرت به خاتم ارزانی

بهر تسخیر عالم اوهام

تقشی آراست از توجه تام

که وحوش و طیور و آب و هوا

همه را یافت تابع ایما

تا نفس داشت حکم ها می راند

رنگ چندین بهار می گرداند

اثر نقش کارها دارد

رنگ بستن بهارها دارد

قدرت نقش تا نمایان شد

اهرمن صورت سلیمان شد

در نفس نغمه هاست بی تکرار

کیست محرم نوای این اسرار

عالمی علم و جهل می خواند

این ورق جز نفس که گرداند.

****

آنچه خواندید یکی از حکایات عارفانه ی   بیدل در مثنوی "عرفان" بود

گر چه آثار این شاعر کمی غیر قابل تفسیر به نظر می آید اما می شود با آشنا شدن با معیارهای ادبی – عرفانی بیدل در آثارش پی به اسرار آنها برد. 

 دوستانی که در زمینه ی آثار منظوم یبدل نقد و نظری دارند به نشانی زیر بفرستند تا در وبلاگ های اینجانب به خصوص وبلاگ "یبدلانه" گنجانده شود:

Saapen@gmail.com

با تشکر و سپاس:

قم – سید علی اصغر موسوی "سعا"

****

******

***********

------------------------------------------------------------

اینهم نوعی غلط وارگیهای یک بدبختی که حتی  آبروی "افغان ها " را هم برده!

البته مطلب و مقال مال سال (۱۳۸۳) است اما خواستم نگرش این

سیاه بخت را برایتان نشان بدهم .

فلک زده ای به نام ""سهراب کابلی""

 حال قضاوت آن با شما :

خواهش ما از آقای کاظمی صاحب این است که تفاوتی در کارش باید داشته باشد نسبت به چند تا ایرانی متعصب و کوردل که کارش تحریف و تحریف بازی چیزی دیگری نیست. در تمام نسخه‌ها و خصوصا نسخه‌های خطی‌ای که به دست خود حضرت بیدل نوشته شده است نامش "میرزا عبدالقادر بیدل" آمده است ولی ایرانی‌های معصب و سفله" بیدل دهلوی" میخوانند که این  عمل‌شان بیشتر فقر تعقل و پلشتیهای آنها را به نمایش میگذارد.
همین دیروز در وبلاگ یکی از وبلاگ نویسان معروف ایرانی مقیم خارج خواندم که میرزا تورسن زاده شاعر فقید تاجیکی را ایرانی خوانده بود. خواستم برایش بنویسم و بگویم که گلاب به روی تان الاغ سیاه ملا عمر هم اصل و نسب‌اش از ایران بود که مادر کلانش در سال ۹۳۰ هجری قمری به خاطر خوشگذرانی به قندهار سفر کرده بود و همانجا به صیغهء الاغ سیاهی مولوی اچک‌زی در آمد که سالها بعد،‌ دارای چندین نواسه و کواسه شد.


******

***********

ملاحظه فرمودید ؟!

 در دهه ۷۰( غزل استان قم )بیشترین خسارت را با نقد آقایان "افاغنه" که بیشترشان هم

دوستان بنده بودند دید !( بعضی دوست ! بعضی رقیب ! بعضی شاگرد !)

هرچه گفتیم به گوش حضرات مسئولین انجمن نرفت

و امروز شعر جوان قم  دچار "فقر محتواست "!

(به گونه ای که با رسیدن سال (۸۰) فاتحه غزل خوانده شد

و در این چند سال کم کم دارد جان می گیرد )

((البته به استثنای آثار مذهبی و آیینی ))

اگر فرصت های طلایی در ایران  در اختیار بعضی از همین آقایان قرار نمی گرفت

امروز خیلی شان  جای عرض اندام در انجمن های ادبی باید می رفتند و 

افیون شان را تولید می کردند !

متاسفانه (ما بیگانگانی) را خودی می پنداریم که واقعا بیگانه اند ؟! بیگانه با نسل و اصل خویش!! .

البته بیگانه پرستی عده ای از ما چیز تازه ای نیست سابقه تاریخی دارد !!

به هر حال .....

یاعلی مدد !

***********************

******************************** 

یکشنبه 1385/04/11
فتح الفتوح ...  
  بسم الله القاصم الجبارین

               ****

 Palestine our  Islamic  land

 Don,t Worry  ! at once 

Israel  will ruin

              ****

اذا جاء نصر الله والفتح ....

             ******

اللهم صل علی محمد و آل محمد

    و عجل فرجهم  ! 

          ********

پنجشنبه 1385/04/08
مقام الزهرا (س) ...  
                                   

                                       السلام علیک یا فاطمه الزهرا ء

                                                              ***********

 مشابهة الزهراء للنبي صلى الله عليه وسلم

 

اخرج الإمام احمد في المسند عن انس بن مالك قال : لم يكن احد أشبه برسول الله صلى الله عليه وسلم من الحسن بن علي وفاطمة ، صلوات الله عليهم أجمعين ) .

وروى أبو داود في سننه عن عائشة قالت : ما رأيت أحدا أشبه سمتا ودلا وهديا برسول الله صلى الله عليه وسلم في قيامها وقعودها من فاطمة بنت رسول الله قالت : وكانت إذا دخلت على النبي صلى الله عليه وسلم قام إليها فقبلها وأجلسها في مجلسه ) .

وفي رواية الحاكم في المستدرك عن عائشة : ما رأيت أحدا أشبه كلاما وحديثا من فاطمة برسول الله صلى الله عليه وسلم وكانت إذا دخلت عليه رجب بها وقام إليها ، فاخذ بيدها فقبلها وأجلسها في مجلسه ) .

وفي رواية أخري ( للحاكم أيضا ) زيادة ( وكانت هي إذا دخل عليها رسول الله صلى الله عليه وسلم 

- ص 157 -

قامت إليه مستقبلة وقبلت يده ) .

وروى البخاري والترمذي عن عائشة انها قالت ( ما رأيت أحدا من الناس كان أشبه بالنبي صلى الله عليه وسلم كلاما، ولا حديثا ولا جلسة من فاطمة ، قالت : وكان النبي صلى الله عليه وسلم إذا رآها أقبلت رحب بها ثم إليها فقبلها ، ثم اخذ بيدها فجاء بها حتى يجلسها في مكانه ، وكانت إذا أتاها النبي صلى الله عليه وسلم رحبت به ثم قامت إليه فقبلته ).

 

 الزهراء بضعة رسول الله صلى الله عليه وسلم

اخرج الإمام مسلم في صحيحه عن المسور بن مخرمة قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ( انما فاطمة بضعة مني ، يؤذيني ما آذاها ) .

وفي رواية عن الإمام احمد من حديث المسور بن مخرمة ( فاطمة بضعة مني يقبضني ما يقبضها ، ويبسطني ما يبسطها ) ، وفي صحيح البخاري ( فاطمة بضعة مني ، فمن أغضبها فقد أغضبني ) .

وروى الحاكم في المستدرك عن السور بن مخرمة انه بعث إليه بن حسن يخطب ابنته فقال له : قل له فليلقاني في العتمة قال : فلقيه فحمد الله السور وأثنى عليه ثم قال : أما بعد ايم الله ما من نسب ولا سبب ولا صهر أحب إلي من نسبكم وسببكم وصهركم ، ولكن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : ( فاطمة بضعة مني يقبضني ما يقبضها ، ويبسطني ما يبسطها ، وان الأنساب يوم القيامة تنقطع غير نسبي وسببي وصهري ، وعندك ابنتها ، ولو زوجتك لقبضها ذلك ، فانطلق عاذرا له ) .

وفي رواية للإمام احمد ( فاطمة بضعة مني ، يقبضني ما يقبضها ، ويبسطني ما يبسطها ، وان الأنساب تنقطع يوم القيامة ، غير نسبي وسببي وصهري ) .

واخرج مسلم في صحيحه ان رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : ( إنما فاطمة بضعة مني يريبني ما رابها ، ويؤذيني ما إذاها ) .

وروى الترمذي في الجامع الصحيح ( إنما فاطمة بضعة مني ، يؤذيني ما إذاها ، وينصبني ما انصبها ) .

وعن مجاهد قال : خرج النبي صلى الله عليه وسلم وهو آخذ بيد فاطمة ، فقال : من عرف هذه عرفها ، ومن لم يعرفها فهي فاطمة بنت محمد ، وهي بضعة مني ، وهي قلبي ، وروحي التي بين جنبي ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله تعالى ) ، هذا ولما اقسم ( أبو لبابة )

- ص 158 -

عندما ربط نفسه في المسجد ، الا يحله احد الا رسول الله صلى الله عليه وسلم وجاءت فاطمة لتحله فأبى ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم انما فاطمة بضعة مني ، فحلته .

يقول السهيلي في الروض الانف بعد ذلك ، فصلى الله عليه ، وعلى فاطمة ، فهذا حديث يدل ان من سبها فقد كفر ، وان من صلى عليها ، فقد صلى على أبيها ، صلى الله عليه وسلم .

 

 الزهراء أحب الناس إلى النبي صلى الله عليه وسلم

اخرج الطبراني في الأوسط عن أبي هريرة قال ، قال علي : ( يا رسول الله ، أينا أحب إليك ، أنا أم فاطمة ، قال صلى الله عليه وسلم فاطمة أحب إلى منك ، وأنت اعز علي منها ) .

وروى ابن عبد البر في الاستيعاب سئلت عائشة ، رضي الله عنها ، أي الناس كان أحب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم قالت : ( فاطمة ، قيل فمن الرجال ، قالت زوجها إذ كان ما علمه ، صواما قواما ) .

وروى الحاكم في في المستدرك ، وصححه بسنده عن جميع بن عمير، قال : دخلت مع أمي على عائشة ، فسمعتها من وراء الحجاب ، وهي تسألها عن علي ، فقالت : ( تسألينني عن رجل ، والله ما اعلم رجلا كان أحب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم من علي ، ولا في الأرض امرأة كانت أحب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم من فاطمة ).

وروى الحاكم في المستدرك عن عمر  انه دخل على فاطمة ، رضي الله عنها ، فقال : ( يا فاطمة والله ما رأيت أحدا أحب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم منك ، والله ما كان احد من الناس بعد ابكي صلى الله عليه وسلم أحب إلي منك ) .

وروى عن عائشة ، رضي الله عنها ، قالت ، قلت يا رسول الله ، مالك إذا قبلت فاطمة جعلت لسانك في فيها مانك تريد ان تلعقها عسلا ، فقال صلى الله عليه وسلم : انه لما اسري بي أدخلني جبريل الجنة فناولني تفاحة فأكلتها ، فكلما اشتقت إلى تلك التفاحة قبلت فاطمة فأصبت من رائحتها رائحة تلك التفاحة ) .

وروى المحب الطبري في ( ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى ) عن أسامة بن زيد عن علي قال قلت : يا رسول الله ، أي اهلك أحب إليك ، قال صلى الله عليه وسلم فاطمة بنت محمد ) .

وروى ابن عساكر عن علي عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قال : ( أحب أهلي إلي فاطمة ) .

- ص 159 -

وروى الحاكم في المستدرك بسنده عن أبي ثعلبة الخشني قال : ( كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا رجع من سفر أو غزاة ، أتى المسجد فصلى ركعتين ، ثم ثنى بفاطمة ، ثم يأتي أزواجه ) .

وعن ابن عمر بسنده انه قال ( ان النبي صلى الله عيه وسلم كان إذا سافر كان آخر الناس عهدا به فاطمة ، وإذا قدم من سفر كان أول من الناس به عهدا فاطمة رضي الله تعالى عنها ) .

وروى المحب الطبري في الذخائر عن ثوبان انه قال ( كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا سافر ، آخر عهده إتيان فاطمة ، وأول من يدخل عليه إذا قدم فاطمة ، عليها السلام ) .

وروى الطبراني والهيثمي عن ابن عباس قال : ( دخل رسول الله صلى الله عليه وسلم على علي وفاطمة وهما يضحكان فلما رأيا النبي سكتا ، فقال لهما النبي صلى الله عليه وسلم مالكما ، كنتما تضحكان فلما رأيتماني سكتا ، فبادرت فاطمة فقالت : بابي أنت يا رسول الله ، قال هذا ( مشيرة إلى علي ) أنا أحب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم منك ، فقلت : بل أنا أحب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم منك ، فتبسم رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال يا بنية رقة الولد ، وعلي اعز علي منك )

*****

     من شبکه الشیعه العالمیه :

     http://shiaweb.org

 

****

السلام عليكِ أيتها الشهيدة المظلومة ، السلام عليك يا بنت رسول الله يا فاطمة الزهراء
يا ممتحنة امتحنك الله الذي خلقكِ فوجدكِ لما امتحنك صابرة

اعظم الله اجورنا واجورکم

یا مولانا المهدی (عج) 

*********

*****************

شنبه 1385/04/03
سلام ...  
السلام علیک یا فاطمه الزهرا

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده !

شنبه 1385/04/03
سلام ...  
السلام علیک یا فاطمه الزهرا

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده !

شنبه 1385/04/03
سلام ...  
السلام علیک یا فاطمه الزهرا

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده !