دوستت خواهم داشت !
**
***
از درد عشق ، قصه ی درمان شنیدنی ست
یک تار مانده با نفسم ، هم صدا هنوز
آوای این کمانچه کماکان شنیدنی ست !
بی رحمی زمانه دلیل سکوت نیست
فریاد اشک در صف مژگان شنیدنی ست !
هر سالکی به منزل جانان نمی رسد
داود با تلاوت قرآن، شنیدنی ست !
بگذار گیس و شانه و صورت ، به هم رسند
پژواک شب ، به صبح گریبان شنیدنی ست
کمتر ز دوستان نظر سو، رایج است
از یوسف آه و ناله ی زندان شنیدنی ست
باید گشود پنجره ها را به سمت عشق
فردا ، فقط ترنم باران ، شنیدنی ست !
***
جمعه ۲۵/۶/۱۳۸۴
این غزل به سبک هندی است، در صورتی که خوشتان نیامد یک غزل نیمایی در آدرس زیر بخوانید :
موفق باشید
****
با سلامی دوباره !
می خواهم ازین پس عا شقانه رفتار کنم
جبران یک عمر برای خود زیستن !
چند ماهی از غیبتم گذشت جز عده ای( بسیار مهربان)
از آن همه دوستان به ظاهر عاشق خبری نشد !
از ین پس می خواهم دوست داشته باشم دوستانم را ؛
*****
فدای دست ها ویاد داشت هایتان !
*** سعا ۲۳-۸-۸۴
******
....تا بعد ...