وشارون از سایه اش !
******
اسرائیل تنها کشوری ست که
خرید وفروش" آینه" در آن ممنوع است !
گاه" قباحت" صورت بدتر از" وقاحت" رفتار است .
******
وشارون از سایه اش !
******
اسرائیل تنها کشوری ست که
خرید وفروش" آینه" در آن ممنوع است !
گاه" قباحت" صورت بدتر از" وقاحت" رفتار است .
******
یوم العدل علی الظالم
اشد من یوم الجورعلی المظلوم !
درود خداوند بر او باد که فرمود :
روز انتقام گرفتن از ظالم
بسی سخت تر از ستم به مظلوم است !
**************
قال علی "علیه السلام" :
یوم المظلوم علی الظالم
اشد من یوم الظالم علی المظلوم !
درود خداوند بر او که فرمود :
روزی که ستم دیده از ستمکار انتقام می کشد
بسی سخت تر از روزی است که ستمکار بر او
ستم روا می داشت !
***
نهج البلاغه : حکمت های ۲۴۱--۳۴۱
نکته:
برای امثال بنده ، که همیشه ی تاریخ مظلوم بوده ام
لذت بخش ترین لحظه ، دیدن سرنگونی ظالم
از قدت زوال پذیر اوست !
۸ سال از عمر های کوتاه امروزی را، خجلت از عائله خویش بردن
و اسیر سیری نا پذیری زمامداران بودن
چگونه در بیان می گنجد ؟!
که بتوان حتی طرحی از روزهای تنگدستی کشید !
امروز ، حتی باقیمانده سفره تجمل را به یغما گذاشته اند !
و "مدال " های رنگ وارنگ راکه نشان از داغ دل محرومان دارد
به نا فرهیختگانی می بخشند، که حتی از کنار یک دیوار کاهگلی نگذشته اند !
...
خدای را سپاس که فرجام قدرت ، در ستمکاران پشیمانی نابهنگام است !!
برما گذشت ! .... اما وای به حال آنان که از حق ما ، صاحب "عنوان " شدند !
... ان الله مع الصابرین !
********
*******
انگار ، باز شده افسون ، ولی سکوت -
جاری ، دوباره ، گشته رود عرق روی گونه هاش
مثل گلاب وا شده در خون ، ولی سکوت ،
این بار ، لحظه ای به لبش جان تازه داد
لرزان شروع کرد که جیحون... ولی سکوت -
دیدم گرفت راه نفس را ، که سال هاست !
فریاد می کشم به تو گردون ! ولی سکوت ،
فرصت نمی دهد که بگویم: دلم گرفت !
من آمدم به پشت تریبون ، ... ولی ، سکوت ...
*******
قم- ...۴/۳/۱۳۸۰
همین که چشم علی(ع) را ، ستاره باران کرد
نهاد دست بلا ، زخم خاطری بر دل !
که تاغ ابد نشود ، با سکوت ، درمان کرد
***
بلور باور مردم گرفت ، رنگ غبار
و کفر هم به غلط وارگیش ، اذعان کرد
حرامیان ثناگو به سجده رو کردند
هوس ، کنار وضو ، خیس ، دست شیطان کرد
چنان به جانب منبر خزید (( ابن الوقت))
که آسمان ز تعجب ستاره پنهان کرد !
" سقیفه " رنگ وقاحت به دست ها بگذاشت
حنای " سامریان " صحبت از خدایان کرد
شکست حرمت "آیینه " را غبار سکوت
دوباره نفی تماشا ، غروب زندان کرد
***
چه مردمان پلیدی که ((آب)) راکشتند !
و ((آتش)) از هدفش ادعای ایمان ، کرد
***
۱۳۷۶-قم - سید علی اصغر موسوی
یار باز آید و با وصل ، قراری بکند
دیده را دستگه دُر وگهر ، گرچه نماند
بخورد خونی و تدبیر نثاری ، بکند
دوش گفتم: بکند لعل لبش چاره ی من ؟!
هاتف غیب ندا داد که : آری ، بکند
کس نیارد بر او ، دم زند از قصه ی ما !
مگرش ، باد صبا گوش گذاری بکند
داده ام بازنظر را ، به تذروی پرواز
باز، خواند مگرش نقش و شکاری بکند
شهر خالی ست زعشاق ، بود کز طرفی !
مردی از خویش ، برون آید وکاری بکند ؟!
کو کریمی ؟! که زبزم طربش ، غمزده ای -
جرعه ای در کشد و دفع خماری بکند
یا وفا ، یا خبر وصل تو ، یا مرگ رقیب !
بود آیا که فلک ، زین دو سه ، کاری بکند ؟
(حافظا )گر نروی از در او هم ، روزی -
گذری بر سرت از گوشه کناری بکند .
**********************
****************************
اگر هم هست ، آهنگین برای آرزویی نیست
برای سر نوشت من، بهانه ، عاشقی کافی ست !
میان رنگ ها شعرم ، اسیر سمت وسویی نیست
من از مردن نمی گویم ، ولیکن زندگی سخت است
در آن شهری که هیچ ارزش برای آبرویی نیست
چه بی درد ند ، این دندانه های نازک شانه !
که بین قصه هاشان ، غصه های تار مویی نیست
مگر کشتند مستان را ؟! که در میخانه ی دل ها
نشسته جغد خاموشی ، صدایی ، های وهویی نیست !
***
نگاهم وسعت دریا ، شکوهش ناب وبی پایان
دلم دنبال آمال سبک حجم سبویی ، نیست
شکستم سال ها در خود غرور تنگدستی را
جهان باشد برای تو ، مرا حسرت به مویی نیست !
قم ---- ۲۲-۴- ۱۳۸۳
سید علی اصغر موسوی (سعا )
***************************
احساس زیبا دیدنم ، در خشکسالی ست
ای روح باران ! عقده ها نا گفته مانده
انگار گفتی خانه ات در این حوالی ست ؟!
تنها بیا یک روز با من مهربان باش !
زیبا ترین لحظه هایم پار سالی ست
نم نم ، به بارانی دلم را کن شکوفا
احساس من خشکیده با آشفته حالی ست
امرز اگر باغ دلم ، در خواب گل هاست !
فردای من ، در خواب فردای خیالی ست
پر کن ، فضای خانه ام را با غزل هات !
ای روح باران، دفترم امسال خالی ست ...
****
روستای چارحد ۱۳۷۵
وآوای مهربانی ، فراموش شده است !
الهی نیا زمند نان نیم، که نیازم به لطف جانان ، بی نیاز از غم جانم ساخته است!
الهی توانم را با ناتوانی امتحان مکن ! که هر که با تو باشد ، تواناترین است !
الهی نگاهم را تبسمی بیاموز که : تنها به تجلی جمال تو خیره ماند وبس !
الهی مرا ، مغرور بودن مساز که:اندیشه ی فنا ، سر منزل بقا ست !
الهی ....
****