ای زلف تو ماه را به بند افکنده !
بهر رخت اختران سپند افکنده
هر شب زسر زلف تو عیار خیال
بر کنگره ی ماه ،((کمند))افکنده .
******
تا باشدم این جان گرامی در تن
شور تو زسر ، بدر نخواهم کردن !
چون زلف تو ، تا سرم بود بر گردن
خواهم به غم عشق تو جان پروردن !
******
ای دوست کجایی و کجایی ، که نه ای ؟!
آخر تو که را ای و که رایی ، که نه ای !
" بیگانگی" تو با "من" افتاد ، ار نه
تو ، یار کدام "آشنایی " ، که نه ای ؟! ؟!
**********
در معده ی خالی ، ندهد مل ، ذوقی !
بی ساغر مل ، نیاید از گل ، ذوقی
بی برگ و نوای عیش ، حاصل نشود
از برگ گل و نوای بلبل ، ذوقی !!!
*****
** سلمان ساوجی **