پرده بالا می رود ، من هستم و یک آینه
روبرویش می روم از آینه رد می شوم
مثل یک رنگین کمان ، آکنده از تصویر ها
من یکی هستم ، ولی تکثیری از صد می شوم !
***
*****
http://saapen.mihanblog.com/post/archive/1384/9/page/2|
مکتب شعر دینی saapoem.com وب سایت استادسیدعلی اصغرموسوی: وقتی دلم برای خدا تنگ می شود// لحن دعا چقدرخوش آهنگ می شود
| ||
|
حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بنیانگذار مکاتب دینی در ایران هستند
بدون هیچ شک وگمانی باید گفت : تمام تحولات فرهنگی ایران و کشورهای همجوار ،در طول تاریخ مدیون حضور حضرت رضا(ع ) در ایران است. برای مطالعه بیشتر کلیک کنید : http://islam-idea.persianblog.ir/ ----------------------------------------------------------- برچسبها: حضرت علی بن موسی الرضا, ع, بنیانگذار ماتب دینی ایران [ 91/02/28 ] [ 2 ] [ ]
هوالجمیل درباره حکیم نامدار ابوالقاسم حسن بن اسحاق بن شرفشاه فردوسی (ره) و مذهبش استاد سیدعلی اصغر موسوی چهارحدی ------------------------------- شعرای شیعه دارای آثار شیعی در ادبیات: ------------- برانگیخته موج ازو نند باد همه بادبان ها برافروخته بیاراسته همچو شمع خروس همان "اهل بیت" نبیّ و وصی کرانه نه پیدا و بن ناپدید کس از غرق، بیرون نخواهد شدن شوم غرقه، دارم دو یار وفی[1]
خداوند تاج و لِوا و سریر
همان چشمه ی شیر و ماء معین[2]
خداوند تاج و لِوا و سریر
به ایران و توران برندش نماز[3]
خداوند تاج و لِوا و سریر
برادر شود شهریاری و دین نه بی دین بود شهریاری به پای برآورده پیش خرد تافته تو گویی که در زیر یک چادرند دو انباز دیدیمشان نیک ساز چو باشد خداوند رای و خرد دو گیتی همی مرد دینی برد تو این هر دو را جز برادر مخوان ! مخوان تا توانی ورا پارسا ر گشاید زبان، مرد دینش مدار[4]
گویی حکیم در همان چند بیت مقدمه خود تمام انواع حکومت ها را جز حکومت و ولایت اهل بیت (ع) نقض می کند؛ حکومتی که همانند" کشتی نوح" نجات دهنده ی مردمان از هلاکت است. ××××× هرگونه کپی ، برداشت و تکثیر ، بدون اجازه قطعا ممنوع است ! ------------------------------------------------------------------------------------ برچسبها: حکیم فردوسی توسی, مذهب حکیم فردوسی, شاعران شیعی فارس زبان [ 91/02/26 ] [ 13 ] [ ]
شعر استاد موسوی درباره هتاکان حریم ولایت http://saapoem-1.blogfa.com/page/facebook سپاس
برچسبها: هتاکان حریم ولایت, فیس بوک [ 91/02/23 ] [ 14 ] [ ]
مادر تقدیم به مادرم! مادر، ای احساس شب بوها، نگاه یاسها ای زلال مهربانی در دل احساسها انتخاب نام تو، با آب و با آیینه بود! تا بیافشانی به مژگانت گل الماسها فصل دلتنگی که لبریز از تو هستم، دیده ام از تهی سرشار، در اطراف من مقیاسها! هر چه دارم، جز نگاهم، گو فدایت، باک نیست! تا نباشم در ردیف قدر حقنشناسها کودک دیروز خود را چون تماشا می کنی ناتوانند از شکار خنده ات ، عکاسها این همه مهر از چه می جوشد؟ به غیر از قلب تو ! ... باز می بخشی مرا، ای بی دریغ مهربان! شاعرم، دیوانه ام، دیوانهی احساسها استاد سیدعلی اصغرموسوی قم - 1389 هرکونه کپی و برداشت از شعر ممنوع است ! ------------------------------------------
برچسبها: مادر, شعرمادر, روز مادر [ 91/02/23 ] [ 1 ] [ ]
ان الله مع الصابرین
[ 91/02/19 ] [ 17 ] [ ]
نکته:
در یکی از روزنامه های صبح دیروز سه شنبه ۱۹/۲/۹۰درصفحه فرهنگ وهنر ،ستون یارمهربان پراگراف دوم از قول حضرت آیت الله حاج حسین نوری همدانی (دامت توفیقاته) در دیداربافرهنگیان نمونه کشوری نوشته بود: متاسفانه ۸۰درصد کتاب های عرضه شده درنمایشگاه کتاب تهران بر اساس "فرهنگ غربی" است ! نکته جالب تر : بالای همان پارگراف نوشته بود: کتاب استاد فلانی در عرض یک ماه سه بار تجدید چاپ شده !!!! استاد مزبور ،مگرنه این که یکی از بارزترین "ادیبان سکولار " ودارای آثار بارزتر از خویش در مکتب "اومانیزم" است؟! حتی تحلیل های دینی امثال ایشان هم، منبع الهامی همچون مکتب ارسطویی دارد ! نکته بسی شگفت انگیزتر : این که هنوز این جرات را درخود ندیده ام که بپرسم سرنوشت کتاب شعر "الفبای تنهایی" ثمره "سی سال تلاشم در "مکتب شعر دینی" چه شد ؟! دوسال است تایپ شده ،CDشده ، در یکی از دفاتر وزرات فخیمه ! دوران محکومیت می گذراند! چیزی که خودشان درخواست کردند و با تمام ضرب العجل، بعد از دوبار ویرایش تحویلشان داده شد؛ اما ..... ؟!!! چرا من درطول سی سال ، هفتصد صفحه شعر - اغلب ولایی- را نمی توانم به چاپ برسانم و یکی در طول سی سال هفتصد کتاب بیرون می دهد ، آنهم در عرض سال به چاپ سی ام می رسد ؟! درطول این سی سال، اگر یک برگ کاغذ چرکنویس ،یا "یک هزار تومان" بن کتاب گرفته ام ؛ بفرمایید چند برابر جبران کنیم، ده ها وبلاگ و وبسایت آثار نثر فاخر ادبی مرا بدون اجازه تکثیر و کپی کرده اند؛ وقتی به برخی اعتراض هم کرده ام ،ناراحت شده اند!! گناه من بدون امکانات مالی چیست ،که نمی توانم اثر " اروتیک " بیآفرینم؟ بله ! --------------------------------------------------------------------------- .... و اما چند پرسش فنی برای رسیدن به پاسخ های شگفت انگیز تر از پرسش : 1- مکتب ادبی "فارسی" چیست ؟! 2- تفاوت مکتب و سبک ادبی چیست ؟ 3- جان مایه و ریشه تفکر مکاتب ادبی ما از کجا منشا گرفته است ؟ ------------------------------------------------------------------------------------- ادبای محترم و پژوهندگان مکاتب ادبی فارسی،ادامه پرسش ها در لینک زیر دنبال کنید: سپاس ! برچسبها: مکاتب ادبی, مکتب شعر دینی, مکاتب ادبی فارسی, پرسش, سرنوشت کتاب الفبای تنهایی [ 91/02/18 ] [ 2 ] [ ]
بیدلانه هر شعر تری دارم در وصف تو موزون نیست آهنگ جنون دارد، پیچیدهی مضمون نیست در حسرت سرسبزی، همواره نمی سوزد وقتی که خزان رنگی، در حیطهی قانون نیست با ردف و رَوی، هرگز از عشق نمی گوید! چون نبض غزل دایم، در قافیه موزون نیست از چادر لیلیها، فانوس نمی گیرد وقتی که در این صحرا، یک لالهی مجنون نیست آشفته تر از بیدل، پیوسته جنون دارد در کوچهی اندیشه، از آینه ممنون نیست بی نظم ترین شعرم ممنون نگاهت باد وقتی که قلمها را، یک جرأت افسون نیست 1375 ---------------------------------------------------------- چاپ شده در کتاب ج۱۲ ص ۲۱۶سخنوران نامی معاصر- گردآوری استادسیدمحمدباقربرقعی به عنوان نمونه اثر استاد موسوی. ------------------------------------------------------------------------ چارهات (چهارحد) و سیر زندگی استاد موسوی چهارحدی : لطفا کلیک کنید:
برای خواندن مطالب موجود در وبلاگ های زیر کلیک کنید : قارلق : http://gharloghrosta.blogfa.com/ هرایین : http://ramezankhani59.blogfa.com/ و اخبار شهر ساوه : http://sherafatsaveji.blogfa.com/
باآرزوی موفقیت برای شما میهمان سایت و نویسندگان ویلاگ های فوق ! ----------------------------------------------------------------------------------------- برچسبها: غزل هندی, بیدلانه, سخنوران نامی معاصر [ 91/02/14 ] [ 15 ] [ ]
آهنگ فریاد پرم فریادهای خسته را ، اما گلویی نیست ! اگر هم هست ، آهنگین برای آرزویی نیست برای سر نوشت من، بهانه ، عاشقی کافی ست ! میان رنگ ها شعرم ، اسیر سمت وسویی نیست من از مردن نمی گویم ، ولیکن زندگی سخت است در آن شهری که هیچ ارزش برای آبرویی نیست چه بی درد ند ، این دندانه های نازک شانه ! که بین قصه هاشان ، غصه های تار مویی نیست مگر کشتند مستان را ؟! که در میخانه ی دل ها نشسته جغد خاموشی ، صدایی ، های وهویی نیست ! *** نگاهم وسعت دریا ، شکوهش ناب و بی پایان دلم دنبال آمال سبک حجم سبویی ، نیست شکستم سال ها در خود غرور تنگدستی را جهان باشد برای تو ، مرا حسرت به مویی نیست ! قم ---- ۲۲-۴- ۱۳۸۳ سید علی اصغر موسوی برچسبها: غزل, غرور تنگدستی, غزل معاصر [ 91/02/12 ] [ 6 ] [ ]
چارهات (چهارحد) و سیر زندگی استاد موسوی چهارحدی : لطفا کلیک کنید:
برچسبها: چهارحد, چارهات, سیر زندگی استاد در زادگاهش چارهات [ 91/02/09 ] [ 3 ] [ ]
به نام خدا
این هم اسناد شعر (چهارپاره) مورد نظر که سرقت شده بود!
****
************
تاریخ:پنجشنبه 10 آذر 1384-02:12 ق.ظ
آینه
پرده بالا می رود ، من هستم و یک آینه روبرویش می روم از آینه رد می شوم
مثل یک رنگین کمان ، آکنده از تصویر ها من یکی هستم ، ولی تکثیری از صد می شوم ! *** ***** http://saapen.mihanblog.com/post/archive/1384/9/page/2نوع مطلب : ادبیات
****************************************** نویسندگان: استاد سید علی اصغر موسوی - ۱۳۸٦/۱/٢٦
نمايش :[ادبيات] نمایش *** پرده بالا می رود ، من هستم و یک آینه رو به رویش می روم ، از آینه رد می شوم
مثل یک رنگین کمان ، آکنده از تصویر ها من یکی هستم ، ولی تکثیری از صد می شوم
*** پرده بالا می رود ، من هستم و آیینه ای قصدم از تکرار، تنها لحظه ای تمرین نبود
نور فانوسی مرا آورد ، تا این سوی شهر دیده بودم سال ها ، این دور و بر ، پرچین نبود !
*** می شود بی واهمه از بوسه با آیینه گفت؟! مثل برق سرخ شادی ها که بر لب می رود
می شود با شبنمی از جنس غم ، همسایه شد ؟! شبنمی عارف ، که عاشق بر سپیده می شود !
*** فکر می کردم که روزی می شود از عشق گفت با کسانی که فقط ، اهل مدار ا نیستند !
هر کجا هستند ، مثل بیت های یک غزل خالی از :" تصویر و آهنگ و تماشا :" ، نیستند
*** فکر می کردم ، ولی هر کجا که رفتم سنگ بود ! سنگ بود و سنگ ، پاهایم فقط تاول زدند
کودکی بودم پر از تشویش آموزش ، ولی بی تر حم ، زنگ آخر را ، همان ، اول زدند
**** پرده بالا می رود ، من هستم و یک آینه رو به رویم یک نفر انگار از من پیر تر
می کشد دست مرا با دست نیرومند خود سمت دنیایی از این بیغوله هم ، دلگیر تر ! *** http://saapoem-saa.persianblog.ir/1386/1/ *********************************** نویسنده : استاد سید علی اصغر موسوی
تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1385-10:04 ق.ظ
نمایش
نمایش ***
پرده بالا می رود ، من هستم و یک آینه
رو به رویش می روم ، از آینه رد می شوم
مثل یک رنگین کمان ، آکنده از تصویر ها
من یکی هستم ، ولی تکثیری از صد می شوم
***
پرده بالا می رود ، من هستم و آیینه ای
قصدم از تکرار، تنها لحظه ای تمرین نبود
نور فانوسی مرا آورد ، تا این سوی شهر
دیده بودم سال ها ، این دور و بر ، پرچین نبود !
***
می شود بی واهمه از بوسه با آیینه گفت؟!
مثل برق سرخ شادی ها که بر لب می رود
می شود با شبنمی از جنس غم ، همسایه شد ؟!
شبنمی عارف ، که عاشق بر سپیده می شود !
***
فکر می کردم که روزی می شود از عشق گفت
با کسانی که فقط ، اهل مدار ا نیستند !
هر کجا هستند ، مثل بیت های یک غزل
خالی از :" تصویر و آهنگ و تماشا :" ، نیستند
***
فکر می کردم ، ولی هر کجا که رفتم سنگ بود !
سنگ بود و سنگ ، پاهایم فقط تاول زدند
کودکی بودم پر از تشویش آموزش ، ولی
بی تر حم ، زنگ آخر را ، همان ، اول زدند
****
پرده بالا می رود ، من هستم و یک آینه
رو به رویم یک نفر انگار از من پیر تر
می کشد دست مرا با دست نیرومند خود
سمت دنیایی از این بیغوله هم ، دلگیر تر !
***
قم 1381 از نظرات زیبای خود وب سایت مرا بهره مند بفرمایید
یا علی مدد !
http://saapen.mihanblog.com/post/category/2/page/3 برچسبها: غزل نمایش, آینه, سرقت ادبی [ 91/02/08 ] [ 0 ] [ ]
|
||